![]() |
||
|
|
|
يك توضيح : اين پست را ديروز نوشته بودم و قصد فرستادنش را داشتم كه متاسفانه بدليل قطعي و مشكلات خطوط اينترنتي كه اين روزها بيشترهم شده امكان پذير نشد و ما هم از خيرش گذشتيم تا امروز. اشاره به شب قبل براي همين است . ديشب برنامه دو قدم مانده به صبح را مي ديدم كه واقعا يكي از بهترين برنامه هاي تركيبي اين سالهاست .با اجراي موفق و خاص محمد صالح اعلا عزيز با آن ابتكارات واژه سازي خودش كه كار و اجرايش را دلنشين تر مي كند مثل تركيب زيباي بينندگان جانش كه ادامه شنوندگان جان سالهاي راديو پيامش است . .در مورد برنامه دو قدم مانده به صبح قبلا هم دلم مي خواست مطلبي بنيوسم كه نشد و ننوشتم بيشتر هم به اين دليل كه هنوز بيشتر برنامه هايش را نديدم چون زمان پخشش دير وقت است . با اين وصف برنامه فوق العاده اي ست كه بعضي آيتمها يا بخشهايش را بيشتر دوست دارم . شيوه كارشناسانه مجريهاي هر بخش و حوزه هم كار خوبي از كار در آمده . بخصوص وقت دادن به هنر هاي تجسمي و گرافيك در اين برنامه چيزي بود كه واقعا جايش در برنامه هاي تلويزيوني خالي بود و همين كه برجستگان هنر تجسمي را در اين برنامه مي ديدم علاقه منديم براي ديدن بيشتر مي شد . سه شنبه شبها را بخاطر همين سعي مي كنم از دست ندهم . در برنامه ديشب اما محور هنر تجسمي نبود بلكه محور روي خانم معلولي بود به نام سعيده پور شاه نظري كه گويا در برنامه هاي قبلي هم در موردش برنامه داشتند كه متاسفانه من نديده بودم . اما همين يك برنامه هم براي غافلگير كردن آدم كافي بود . خانمي پنجاه و چندساله كه داراي معلوليت شديدي بود بطوريكه قادر به كنترل حركات دست و بدنش نبود و شما در نگاه اول احساس مي كرديد كه چنين فردي با اين وضعيت در هم ريخته جسمي و معلوليت شديد احتمالا از معلوليت رواني و ذهني هم بايد بشدت رنج ببيرد و يك جور عقب افتادگي كامل داشته باشد مانند بسياري ازموردهايي كه معمولا مشاهده مي كنيم وهميشه هم اولين احساسمان ترحم و شفقت نسبت به آنهاست . اما مورد سعيده خانم بكل تصورات قبلي شما را از يك معلول به هم ميزند و هرچه شما بيشتر وارد زندگي فردي او مي شويد و از او مي دانيد و مي شنويد بيشتر شگفت زده مي شويد . مي دانم از اين استثناءها در دنياي معلولين شديد، كم و بيش پيدا مي شوند كه با قدرت اراده و ايمان شگفت انگيز خودشان بر محدوديتهاي فوق العاده خود غلبه مي كنند. موردهايي را در سالهاي قبل در ايران يا خارج ديده ام ويا شنيده ام كه همه درس آموز است ولي من لااقل مورد سعيده را تا بحال تجربه نكرده بودم . سعيده انسان را به تمامي منقلب مي كند . زني كه همه عمر خود وقف مبارزه با طبيعت ناسازگارو محدود كننده خودش كرده و با اراده اي پولادين و ايماني راسخ به خدا و لطفش در زير چهره اي كه اصلا بنظرنمي آيد شخصيتي با فرهنگ ودانش بالا و درك انساني عميق پرورش داده است . خوشبختانه سعيده خانم به كمك خواهر زاده اش وبلاگي را راه انداخته تا ذهنيت زيبا و اديبانه اش را كه مملو از حس انساني و خدايي است براي همه منتشر كند . خوشحالم كه او در همسايگي من دربلاگفا ست و با افتخار نامش را در وبلاگم قرار خواهم داد . در دنيايي كه بيشترش سخن از سختيها ورنج انسانهاست و جنگ و خونريزي در صدر اخبار دنياست و پوچي و بي انگيزگي يك اپيدمي فراگير شده ، سعيده و امثال او يك معجزه اند . معجزاتي كه دنيا به همه ما نشان مي دهد تا به خود بياييم و توان انساني خودمان را براي خوب بودن باور كنيم . وقتي ميديدم كه چطور اين زن بزرگ توانسته در ديگران تاثير بگذارد و چه حجم عظيمي از مردم مشتاق ديدن او هستند و چه تاثيري بر زندگي و رفتارشان گذاشته به وجود راهنمايان الهي ايمان مي آورم . راهنماياني كه نه در لباس پيامبر و امام و شخصيتهاي اسطوره اي بلكه در لباس انسانهاي عادي و بلكه كساني كه دست طبيعت هم با انها مهربان نبوده ، بر ما نازل مي شوند تا راه زندگي را بياموزند .آدمهايي بشدت زميني ولي بشدت آسماني . كساني كه با زندگيشان به ما اميد ميدهند .مايي كه با وجود دستان و پاهايي سالم، معلوليم . اسم وبلاگ سعيده پورشاه نظري، من را يادفيلم پاي چپ من به كارگرداني جيم شرايدان و با بازي خيره كننده دنيل دي لويس انداخت كه داستان زندگي كريستي براون است كه يك معلوم جسمي حركتي است كه با كمك پاي چپش موفق به خلق آثار هنري مي شود . سعيده هم تواناييهاي خواندن و نوشتن را بكمك انگشتان پاي چپش انجام مي دهد . چند سال پيش نيز مستندي در مورد زندگيش توسط فرشاد فداييان ساخته شده كه توضيحات بيشتر را اينجا مي توانيد بخوانيد.( البته نويسنده اين متن در مورد اين مستند وواكنشهاي به آن در زمان ديدنش قضاوت خود را دارد كه من چون آن مستند را نديده ام قضاوتي نمي كنم ).من خودم هر وقت احساس بدي دارم و دلگيرم و افسرده و شايد مايوس يكي از چيزهايي كه آرامش زيادي بمن ميدهد ديدن فيلم روز هشتم كار ژاكو ون دورمائل است كه از محبوبترين فيلمهاي عمرم هستند . سفر واريته وار هري به همراه جرج . كه در آن جرج يك معلول ذهني است كه هري را باخود به دنياي زيباي انسانيش مي برد تا هري - نماد انسان موفق و تواناي امروزي ولي بي هويت و نا خشنود - در آخر سر به رهايي و شادماني برسد. انسانيت پشت چهره اين انسانهايي كه ما انها را جدي نمي گيريم و لي در حقيقت جدي ترين باورها در وجود همين افراد است . اينجاست كه خدا جورج را آفريد و خدا... سعيده را آفريد .
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نظرات ناشناس/ تشکر از مطلب زیبایی که نوشتید . خداوند در جهان نشانه های بسیاری از قدرت خود گذاشته تا ما با دیدن آن به عظمت او ایمان بیاویرم . این هم از نشانه های قدرت خداوند است که در این خانم دیده شد . درس بزرگی برای کسانی که ناامید از فضل خداوند هستند. میترا خواجوی/ با سلام به شما . از نوشته تان لذت بردم ........دید زیبایی که این سعیده خانم داشت همه را تحت تاثیر قرار داد . روح بزرگی دارد . من هنوز نمی توانم باور کنم کسی با این همه معلولیت بتواند تا این حد انسان موفقی باشد . حسودیم شد کوروش / عقل کل جان . دمت گرم بخاطر اینکه بالاخره دست از سر سیاست مداران برداشتی و به آدما توجه کردی ! / توضیح ... دمت گرم خودت که بالاخره فهمیدی!! شاهین / با سلام به شما عقل کل عیزیز. من مستند ی که فرشاد فدائیان در مورد خانم پور شاه نظری تهیه کرده از کجا می توانم بدست بیاورم ؟ / توضیح ...نمیدانم دوست عزیز . شاید ازطریق خود کارگدانس اگر بتوانید با ا ارتباط برقرار کنید . سرچ کنید شاید رد دیگری پیدا شد . محمد / سلام . برنامه فوق العاده ای بود من مدام دنبال کردم . کامنتهای وبلاگ سعیده را هم اگر نگاه کنید جالب است . احساسات پاکی نوشته شده . به نظر من کار خداست . رحیمه / با سلام خدمت شما . واقعا مطلب درستی اشاره کردید . در این وانفسای جنگ و آدم کشی بخصوص در کشور ما با این اعدامها و کشورهای افغانستان و عراق و فلسطین که روحیه آدم را داغون می کند دیدن این انسانها باعث امید و خوشحالی می شود . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 17:51 توسط عقل كل |
با سپاس از نظرات و محبت
شما ، تنها نظر
دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه
خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد.
ارسال به بالاترين
:
|
| حديث نفس |
تاريخم بر مي گردد به 30-40 سال قبل . كوره سوادي هم دارم . بقيه اش ديگر مهم نيست .اين وبلاگ هم راحت نوشته هاي من است مثل يک دفترچه خاطرات روزانه . از تمام دلمشغوليهايم . بي ملاحظه نام و نامداران ، بعضي به طنز و بعضي جدي تر .
|
| دسترسي ها |
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| نوشته هاي پيشين |
|
اردیبهشت 1387 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
| آرشيو موضوعي |
|
سیاسی-اجتماعی فرهنگی-هنری طنز سیاسی-اجتماعی شعر-ادبیات متفرقه پر بازديد ترينها ي اخير - از او گفتن / اين بازي وبلاگي نيست ( ماجراي بالشت نجات بخش )/ 6 آذر - نودي كه صد شد ( پيرامون برنامه نود)/4 دي - دروغگوی بزرگ (دومين رسوايي خبري دولت )/11 دي - پرچمدار اصلاحات پنجاه هزارتوماني يا دون كيشوت اصلاحات/ 20 شهريور |
|
لوگو وبلاگ |