![]() |
||
|
|
|
شايد اول برايتان سوال باشد كه چرا در مورد سربازي دارم مي نويسم . راستش در چند ماه اخير دوستان سربازي كه خدمتشان شروع يا تمام شده ، دورو برم زياد شده وبه نوعي سربازي زده شده ام .شنيدن ماجراهاي خدمت بعضي از اين دوستان هم واقعا باعث تاثرم شد . براي همين تصميم گرفتم از آنان و مصائبشان بنويسم وهم اشاره اي يه معضل قديمي سربازي اجباري بكنم . كساني كه هميشه در هياهوي مسائل مختلف از يادمان مي روند واسمي يا يادي از آنها در رسانه اي نمي بينيم . و اگر گرفتاري يا مشكلي هم داشته باشند صدايشان به جايي نمي رسد . خودم در دوران سربازيم كه سالهاست از آن مي گذرد اين بي اعتنايي و مظلوميت را با تمام وجود احساس كرده ام . براي همين بعد سربازي زماني كه در راديو فعاليت كوتاهي داشتم حتي براي ساخت برنامه اي با مضمون سربازي و سربازها پيشنهادي دادم كه مقبول نيفتاد. البته مي دانستم اگر هم بشود كار سطحي و شعاري از كار در خواهد آمد چون در هيچ كدام از رسانه هاي رسمي واقعيت هاي سربازخانه ها و تالمي را كه مي كشند را نمي شود بيان كرد. در بخش اول اين نوشته ذكري از خاطرات اين دوستان مي كنم ودر بخش دوم كمي كلي تر به مقوله سربازي مي پردازم . طبيعتا خوشحال خواهم شد دوستان خواننده هم در اين بحث شريك شوند و طبق معمول نظراتشان به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد . بخش اول - دوستان سرباز من يكي از دوستان كه چند ماهي است راهي خدمت سربازي شده است آمده بود مرخصي . ديدن حال و روزش و آنچه از محل خدمتش مي گفت خيلي متاثرم كرد. اودر يكي از نواحي مرزي غرب كشور ودر يك يگان تكاوري خدمت مي كند .ازاتفاقاتي كه در آنجا گريبان گيرشان است مي گفت و ما كه مي شنيديم تعجب مي كرديم كه چطور با اين همه شرايط سخت دوام آورده و هنوز زنده است.البته اوضاعش بهم ريخته بود و سرزندگيش را تا حد زيادي از دست داده بود ولي براي اينكه بتواند دوام بياورد و مثل برخي از هم دوره ايهايش كارش به فرار يا خودكشي نرسد ، به يك جور بي خيالي و خنثايي رو آورده بود . مي گويد محل خدمتش 50 -60 متر داخل خاك عراق است !! و در اين گرماي طاقت افزاي تابستاني در محلي دور افتاده و مرزي با هزار خطر دست و پنجه نرم مي كنند در چند تا سنگر مرزي با يك جيره ناچيز آب و غذا . بگذاريد شرايط آنجا را از ناگه او برايتان نقل كنم ( البته نقل به مضمون ). مي گفت :" بسختي مي توانيم بخوابيم . گرماي وحشتناك هوا با آتش شعله هاي گازي كه از يكي از دكلهاي نفتي فوران مي كند ، يك جهنم واقعي بوجود مي آورد . بدليل همين شعله هاي وسيع شبها عين روز روشن است و بسختي مي شود خوابيد..... مار وعقرب و از اين دست جانوران - كه زهرشان هم از ره كين نيست - بقدري فراوان است كه تا به حال چند تا تلفات داديم . براي اينكه شبها بتوانيم از شرشان در امان باشيم دور تا دور سنگر را گازوئيل مي ريزيم تا نتوانند به اين طرف بيايند . صبح كه بيدار مي شويم دهها عقرب و رتيل مرده پيدا مي كنيم . وضع آب آشاميدني كه افتضاح است . روز ي يك جعبه آب آشاميدني سالم برايمان مي آورند كه آنهم بيشترش گير چند تا درجه دار كادري مي آيد كه با ما هستند و مسئول يگانند . سربازان و درجه داران وظيفه ، چيز زيادي گيرشان نمي ايد .خودم چون درجه دارم و 10- 20 سرباز زير دستم هستند خيلي از اين بي عدالتي و ظلمي كه كادري ها به وظيفه مي كنند ناراحت مي شوم و وقتي معترض مي شوم با بي اعنتايي مي گويند :سربازند بايد سختي بكشند ما هميشهگي هستيم . اگر كسي نق بزند .تنبيه مي شود. وضع غذا هم چندان تعريفي ندارد . چند تا كنسرو و نان غذاي روزمان است بعضي از سربازها از مناطق محروم و مرزي مي آيند و چون در زندگي معموليشان سختي كشيده اند اين شرايط تا حدي برايشان قابل تحمل است ولي براي بچه هاي شهرهاي بزرگ كه وضع متفاوتي داشته اند ، اين شرايط خيلي سخت است . درگيرهاي مرزي با قاچاقچيان و اشرار هم كه يك چيز طبيعي و روزانه است . گاهي وقتها مي بيني با يك ماشين دارند از مرز رد مي شوند و همه جور اسلحه اي هم دارند و درگير هم مي شوند. بدبختي من هم اين است كه با وجودي كه بهترين تير اندازي را در يگان دارم ولي نمي توانم به طرف كسي تير بزنم هر چند فرمانده مان ملامتم مي كند كه پسر جان اگر نزني كشته مي شوي ، اولش سخت است بعد عادت مي كني!! ولي باز من نمي توانم تا حالا هم هرچي زدم به طرف ماشين يا وسائلشان بوده " اينها بخشي از حرفهايي بود كه دوستم مي گفت كه من به شكلي روايي برايتان گفتم . ماجراهاي ديگري هم نقل مي كرد كه تقريبا همه ناراحت كننده است وبخشي هم جنبه امنيتي دارد كه از آن مي گذرم . دوست ديگري هم كه چند ماه قبل خدمتش را بپايان رساند ه بود نيز از خدمتش وضع مشابه اي تجربه كرده بود . او هم در يكي از مناطق مرزي شمال غربي يعني پَسوه خدمت مي كرد . در يك پادگان نظامي . چيزهايي هم كه او از وضع روحي سربازها و شرايط سخت آنجا مي گفت هم تاثر برانگيز است. تقريبا ماهي چند نفر نفر فرار يا خودكشي مي كنند . درگيريهاي مرزي هم كه هميشگي است . خبر اينجور درگيريهاي كوچك بهيچ وجه منتشر نمي شود. درگيري با مردم مناطق مرزي كرد نشين كه روابط خوبي با حكومت مركزي ندارند يك پاي ثابت اين اتفاقات است كه من زياد واردش نمي شوم چون بهر حال براي هر كشوري اين مسائل تا حدي طبيعي است بخصوص كشوري مانند ايران كه در منطقه بحراني و جنگي قرار دارد و مسائل سياسي اش نيز به اين درگيريها دامن مي زند. البته همه سربازان در چنين مناطقي و چنين شرايطي نيستند . خيلي ها هم هستند كه راحت تر از خانه شان سر مي كنند . خود من كه درمنطقه دور افتاده و محرومي مثل تهران خدمت كرده ام !! اين دوستان را خوب درك مي كنم . با اين وجود يك چيز در همه مشترك است. . و آن محدوديت ها و عدم آزادي است . اين خاصيت سربازي است . براي همين هم مي گويند از آدم مرد مي سازد . ولي چيزي كه بسيار آزار دهنده است وغير انساني آن است كه در سربازي عرت و كرامت انساني ناديده گرفته مي شود . كساني كه خدمت كرده اند مي دانند چه مي گويم .فرق هم نمي كند با چه درجه و تحصيلاتي وارد خدمت شوي ، همان ابتدا بشدت به تو توهين مي كنند و غرور و شخصيتت را خورد مي كنند . اين وضعيت در مدت اموزشي بسيار مرسوم است . خود من وقتي قصد سربازي رفتن داشتم ابتدا فكر مي كردم بهر حال در نظام اسلامي كه رياست قواي نظاميش هم زير نظر ولي فقيه است بايد وضعيت خوبي حاكم باشد بخصوص كه در ذهن امثال من فضاي سربازي با فضاي جبهه هاي جنگ كه از تلويزيون مي ديديم مقايسه مي شد . چون در زمان جنگ فرمانده و بالادستي رفتاري اخلاق گرا با سرباز ونيروهايش داشت و چيزي هم كه باعث جذابيت جبهه ها براي جوانان مي شد يكي همين فضاي بي آلايش آنجا بود . اما اين ذهنيت در همان روزهاي اول سربازي بهم ريخت .هر چه مناطق خدمتي دور افتاده تر باشد اين وضعيت بيشتر مصداق پيدا مي كند . بخش دوم - چرا اجباري؟ هيچ كس اهميت بزرگي را كه نيروي نظامي يك كشور براي حفظ آرامش و ثبات يك كشور دارد رد نمي كند . اگر ما در درون كشور مي توانيم آسوده زندگي كنيم بخاطر همين سختي هايي است كه نيروهاي نظامي و امنيتي و جوانان سرباز ما در مناطق مختلف مرزي مي كشند و همين طور آمادگي نظامي يك كشور هم يك اصل پذيرفته شده است تا دشمن خارجي فكر تجاوز نكند . اگر ما مصيبت جنگ هشت ساله را كشيديم بخاطر از بين رفتن قواي نظامي ومتلاشي شدن ارتش بعد از انقلاب بود . همين هم به ديوانه اي مثل صدام جرات تجاوز داد . امروز هم وضع همينطور است .فرقي هم نمي كند كه جمهوري اسلامي سر كار باشد يا يك رژيم ديگر. ما در محاصره كشورهايي هستيم كه اگر ما را ضعيف ببينند تكه تكه مان مي كنند . من به اين كه مي گويم اعتقاد راسخ دارم . اينهارا گفتم كه بدانيد من به لزوم داشتن ارتش و نيروي سرباز اعتقاد كامل دارم .چون عقل دارم . به همين سادگي . اما مسئله سربازي اجباري چيزي نيست كه امروز بشود آنرا توجيه كرد . الان چقدر نيروي جوان در سربازخانه هايي كه خاصيتي هم براي كشور ندارند هدر مي رود ؟ آنهايي كه وظيفه مرزباني دارند، بحثشان جداست . گمان نكنم براي حفظ و حراست از مرزها ونقاط حساس و بحراني مثل شرق و درياي خليج فارس به يك دهم نيروها ي فعلي بيشتر احتياج داشته باشيم . وضعيت جنگي حسابش جداست . مي شود سربازي اجباريرا برداشت و فقط در زمان جنگ آنرا پياده كرد . بجاي ان مانند بسياري از كشورهاي غربي ، سرباز استخدام كرد .2 ساله ، 5 ساله و از اين جور سربازهاي پيماني . يعني يك نيروي مسلح حرفه اي با توان بالا . واقعا بسياري از سربازهاي ما امروز بدرد يك ارتش واقعي نمي خورند چون شرايطش را ندارند . وقتي يك ارتش حرفه اي شد ، شرايط حرفه اي هم مهيا مي شود . مثل حالا به سرباز هم به چشم يك طفيلي نگاه نمي كنند. اينطور خدمات به سربازان حرفه اي هم متفاوت مي شود چون انتظارات بالا ميرود . ولي الان درست برعكس است . پادگانها شرايط بسيار نامساعدي دارند . الان جمهوري اسلامي بر روي ابزار جنگي سرمايه گذاري زيادي مي كند . موشك ها و تانگها و هواپپما و بسياري چيزهاي ديگر . شايد بعضيها بخاطر موضع مخالفشان با رژيم اين را نپسندد و رد كنند ولي من معتقدم كار بسيار درستي است وما نبايد اين قضيه را با حكومت و حاكمان قاطي كنيم . چون حتي اگر كسي اين رژيم را هم قبول نداشته باشد ، اگر منصف باشد مي پذيرد كه از خودماست .بنابراين دست آوردش هر چه باشد براي ايران است . و ايران با هر حكومتي هم اداره شود بايد قدرت نظامي بالايي داشته باشد و اين قدرت هم از خودش باشد نه مثل كشورهاي عربي همه اش از ديگران باشد . اين چنين قدرتي در زمان دفاع از كشور از هم مي پاشد. خوب حالا كه قبول كرديم بايد سلاحههاي مجهز ومدرن داشته باشيم . سرباز اين ارتش هم بايد مدرن و به روز باشد . نيروهاي مسلح ايران يك نيروي اماتور است . اينطوري سربازان آماتورش هم اذيت مي شوند . جوانان بايد دو سال از عمرشان را بيهوده در پادگانها تلف كنند و تا مي آيند آبدبده شوند، خدمتشان تمام مي شود . و هزينه اي هم كه مي شود هدر مي رود . ضمن اينكه اين جوان كه بدون رضايت و رغبت و از سر زور و اجبار به سربازي امده ، كارايي ندارد.. مطلب طولاني شد . مي شود خيلي بيشتر از اين در اين باره نوشت و حتي با آمار آنرا توجيه كرد كه اين بر عهده متخصصين است . بنظرم بايد يك بحث جدي در رسانه هاي اينترنتي در اين مورد اتفاق بيفتد بخصوص رسانه هايي كه مخاطب بالا دارند تا بمرور امكان بازنگري در سطح كشور و مسئولين تصميم گير اتفاق بيفتد . اميدوارم دوستان وبلاگ نويس هم اين مطلب را بازتاب بدهند تا بيشتر مورد بحث قرار گيرد . بايد بپذيريم كه سربازي اجباري متعلق به دوره خاصي بود و امروز با توجه به شرايط روزبايد آنرا متحول كرد . تا هم جوانان عمرشان رابيهوده نبازند و هم شرايط سربازي بهيود پيدا كند . سربازان فراموش شده ترين آدمهاي جامعه ماهستند كه در يك دوره دو ساله با بسيار ي از مشكلات روحي دست و پنجه نرم ميكنند. البته سربازي همه تلخي نيست . دوستيها و خاطرات بسيار ، يكي از چيزهايي است كه هر مردي از دوران سربازيش دارد . اما بايد قبول كنيم كه دوره سربازي اجباري به سر آمده و بايد فكر تازه اي كرد . با ياد همه جانباختگان ميهن و سربازان ايران زمين.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نظرات شما فرهاد / با تشکر از مطلب بسیار خوب شما . واقعا باید گفت سرباز ی اجباری امروز هیچ ثمری ندارد و فقط بودجه زیادی به مملکت تحمیل کرده و باعث تنش روحی جوانی می شود که در استانه خدمت سربازی هستند . باید فکر عاجلی در مورد آن کرد. ارتش حرفه ای یک از بهترین جایگزینهای این مسئله است. یک سرباز فراری/ آقا دمت گرم . من طعم تلخ سربازی رو چشیدم .من با دیپلم رفتم خدمت وافتادم پیرانشهر . باور کنید ۱ ماه نتونستم دوام بیارم . و فرار کردم . البته این موضوع مال ۴ سال پیش شه و بعد یک سال بعد باپیگیری خانوادم تونستم معافیت بگیرم محمد حسن/ نوشته جالبی بود . من هم همین عقده ای که دربین کادری هاهست رو دیدم . یه مشت ....که فقط بلدند به سرباز بدبخت زور بگن . هیچ کاری هم نمی تونی بکنی . فکر میکنم از مسائل غیر اخلاقی پادگانها باید خبر داشته باشین . یک افتزاح تمام عیاره . باور کن کافور هم جواب نمی ده . باید سربازی اجباری بر دارن و جاش هر کس که می خواهد استخدام شود . اینطوری وضعیت خیلی بهتر می شه. کامبیز/ سلام دوست خوبم . خیلی خوشم آمد . خواستم سوالی بپرسم .من هم خاطرهای تلخی از سرباز یدارم .اگر انها را برایتان بنویسم می توانید در سایتتان بگذارید؟با تشکر ....توضیح نویسنده / خیلی از لطفت ممنونم کامبیز عزیز .ولی متاسفانه امکان این به خاطر محدودیت وبلاگ نیست . تو می توانی به راحتی با ایجاد یک وبلاگ برای خودت ُ اقدام به نوشتن خاطراتت کنی خیلی هم خوب است .اگر هم منظورت این است که با این مطلب جمع شود . من بعدا می توانم لینک مطلبت را در همین جا بگذارم مینا/ سلام جناب عقل کل . هر چند این نوشته شما به ما دخترها مربوط نمی شود ولی با نظر شما موافقم . من هم برادری دارم که یک سال دیگر مشمول می شود از همین حالا مادرم عزا گرفته . سهیل / بابا سربازیهای حالا که سربازی نیست . پس شما اگر جای پدر و پدر بزرگهایمان بودید چه میکردید . بخصوص تو سپاه که کویته . ولی با یه حرفت موافقم .دو سال از عمر آدم تلف می شه . بهتره کلا برش دارن . ناشناس/ خیلی خوشحال شدم که یک نفر هم بذون این حرفهای صد تا یه غاز سیاسی که تو وبلاگها می نویسن یه حرف بدر بخور زد . من خودم از سربازی خاطره خوشی دارم ولی اوائلش واقعا اذیت شدم . خورد شدم. البته من تو ارتش خدمت کردم ولی دوستهایی که تو سپاه بودند می گن رفتار با سربازها اونجا خیلی بهتر است . ولی در مجموعش آدم می سازه!! مسعود / یه خاطره جالب براتون بگم . من آموزشی عجب شیر بودم اونایی که رفتن می دونن. دم درش نوشته خر بیار آدم تحویل بگیر! محمد .م / عقل کل جان .با این حرفهایی که زدی حسابی تو دل ما رو خالی کردی . من دفتر چه اعزامم و گرفتم . دعا کنید جای خوبی بیفتم . من فکر می کنم اگر هم سرباز رو بر ندارند بهتره هر کسی تو منطقه خودش خدمت کنه . دوست تو هم بخاطر این بهش سخت گذشته که یه خورده ناز نازی بوده (البته ببخشید ) ولی با نظرت کاملا موافقم موفق باشی عزیز کوروش/ عقل کل جان . من هم مثل خودت خدمت توی تهران بخیلی بهم سخت گذشت بخصوص که نمی ذاشتن موهامو بلند کنم و هر چی دلم می خواست بپوشم . عزیز خدمت همینه دیگه . بزار بقیه ام خدمتشون کنن .هی به این فرماندهی کل قوا گیر نده! فریبرز آنلاین/ تشکر از نوشته خوبت . واقعا کلی هزینه مادی معنوی بیجهت تلف می شود . اجبار ی مال دوره رضا شاه بود .آنوقت جواب هم میداد ولی امروز باید متناسب با نیاز روز تغییرش داد یک آدم قدیمی/ پسرم . سربازی آدم را مرد می کنه . سربازیهای حالا که سربازی نیست اگه شما دوستان جوان مثل امثال بنده در دوره شاه خدمت کرده بودید آنوقت معنی توهین و سختی را می فهمیدید. جوانهای حالا خیلی تن پرور و لوس بار آمدند .سربازی کمی مردشان می کند . خسته نباشید
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 13:0 توسط عقل كل |
با سپاس از نظرات و محبت
شما ، تنها نظر
دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه
خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد.
ارسال به بالاترين
:
|
| حديث نفس |
تاريخم بر مي گردد به 30-40 سال قبل . كوره سوادي هم دارم . بقيه اش ديگر مهم نيست .اين وبلاگ هم راحت نوشته هاي من است مثل يک دفترچه خاطرات روزانه . از تمام دلمشغوليهايم . بي ملاحظه نام و نامداران ، بعضي به طنز و بعضي جدي تر .
|
| دسترسي ها |
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| نوشته هاي پيشين |
|
اردیبهشت 1387 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
| آرشيو موضوعي |
|
سیاسی-اجتماعی فرهنگی-هنری طنز سیاسی-اجتماعی شعر-ادبیات متفرقه پر بازديد ترينها ي اخير - از او گفتن / اين بازي وبلاگي نيست ( ماجراي بالشت نجات بخش )/ 6 آذر - نودي كه صد شد ( پيرامون برنامه نود)/4 دي - دروغگوی بزرگ (دومين رسوايي خبري دولت )/11 دي - پرچمدار اصلاحات پنجاه هزارتوماني يا دون كيشوت اصلاحات/ 20 شهريور |
|
لوگو وبلاگ |