![]() |
||
|
|
|
2 امرداد سالمرگ خاموشي كسي است كه بي ترديد بزرگترين شاعر يكصد سال اخير ايران است . امروز مثل هر سال علاقه مندانش بر سر مزارش غريبانه به سوگ نشستند . جمعيتي كثيري از علاقه مندانش آمده بودند . هر چند دير رسيدم اما همين قدر نيز با خودم عهد داشتم كه بيايم .خوبي چنين مراسمي در سادگي و بي تكلفي و يك كلام مردمي بودنش است وگرنه كيست كه نداند شاملو را لياقت چيز ديگريست . اولين اشنايي من با شعر شاملو در نوجواني بود ، زماني كه 14 يا 15 سال بيشتر نداشتم . علاقه مند شعر بودم و گاهي شب شعر هم مي رفتم . يادم هست نخستين شعري از شاملو كه خوشم امد و توانستم با ان ارتباط برقرار كنم شعر" كيفر " از مجموعه " باغ اينه " بود :...در اينجا چار زندان است / به هر زندان دو چندان نقب / در هر نقب چندين حجره / در هر حجره چندين مرد / و الخ از ريتم شعر خوشم آمده بود و كمي هم معانيش را مي فهميدم . بعد ها با خريد كتاب شاملو از مجموعه كتابهاي" شعر زمان ما " نوشته دكتر محمد حقوقي كه جلد اولش بود بيشتر با شعر شاملو و ظرايفش اشنا شدم . فكركنم سال 68 بود هنوز كتابش را دارم . خوب ، براي يك نوجوان و حتي يك جوان هم اشعار شاملو اشعار راحتي نيست . آنوقتها بيشتر سهراب و اخوان را مي پسنديدم و شاملو هم بيشتر برايم يك شاعر بزرگي بود كه گاهي پيش دوستانم مي توانستم پز خواندن شعر هايش را بدهم و بقول امروزي ها كلاس بگذارم زبان اكثر اشعار شاملو زبان سقيلي است .تا به پختگي كافي نرسيده باشي نمي تواني مفهوم عميق پشت واژگانش را دريابي . براي همين او شاعر همه مردم نيست هر چند دغدغه اش همه مردم بودند . البته اشعار ساده ترهم دارد و حتي اشعار ريتميك براي كودكان مثل همان " پريا قصه هاي دختراي ننه دريا " يا " خروس زري ، پيرهن پري " كه براي كودكان سروده شده و داراي مضامين آموزشي و زيبايي است ، اما زبان فخيمي كه شاملو به ان دست پيدا كرده بود براي اغلب ما كه عادت به رواني و كلام سيال و خيال انگيز داريم آسان نيست . شاملو يك نابغه بزرگ در كشف كلمات و زبان جديد براي شعر است . تنها جنيه شاعري شاملو نيست كه بزرگ است . شاملو به همان اندازه شعرش ، انسان بزرگي هم بود كه درد همه انسانهاي ستمديده را به دوش مي كشيد واز انها در شعرش مي گفت . خودش مي گويد " من اگر انسان باشم نمي توانم از درد شما غافل باشم، حتي در عاشقانه ترين شعر هاي من يك عقيده اجتماعي پيدا مي كنيد . براي اينكه من از جامعه ام دور نيستم " براي همين از شاعراني كه از گل و سبزه و درخت مي گفتند رضايت نداشت مي گفت الان وقت اين حرفها نيست. او مي خواست درد مردم در اشعار منعكس شود . يعني يك جور شعر را سلاح مي دانست . براي همين هم نه با رژيم گذشته و نه با رژيم فعلي سر سازگاري نداشت و هر دوي اينها هم او را يك مزاحم مي دانستند . متاسفانه در رژيم فعلي براي بي اعتبار كردنش بدترين تهمتها را به او زدند و پرونده سازهايي امثال كيهان او را ترور شخصيت كردند و جاسوس بيگانه خطابش كردند . بدترين فشارها را به او مي اوردند تا ايران را ترك كند اما عجيب است كه او پايداري كرد و از ايران نرفت . او عاشق مردم و خاكش بود عاشق انسان بود . نمي توانم كسي مثل شاملو را تنها به وطن و خاك خودمان پيوند بزنم چون او جهاني مي انديشيد مانند هر انسان بزرگ ديگري . دلمشغوليش انسان بود و آزادي و رهايي او ، از افريقا گرفته تا امريكاي لاتين و از سفيد تا سياه و سرخ . هر چند عشق وطن نيز داشت و هرگز تركش نكرد . مبارزه را در وطن مي خواست. از طرفي شاملو عاشقانه ترين اشعار معاصر را نيز سروده است با ان زبان فاخر . با آيدايش عاشقانه زيست و اين عشق او را به سرودن زيباترين شعرهاي عاشقانه رساند . " ميان خورشيدهاي هميشه / زيبايي تو/ لنگريست / خورشيدي كه از سپيده دم همه ستارگان / بي نيازم مي كند..." بوسه هاي تو / گنجشككان پر گوي باغند / و پستانهايت كندوي كوهستانهاست / و تنت/ رازي است جاودانه / كه در خلوتي عظيم با منش در ميان مي گذرند .." شاملو اندازه هايش در دوران ما نمي گنجد . او شاعر آزادي بود . و هميشه در آرزوي رهايي و برابري بشر ، همچون پيامبران . / نامش جاويد و كلامش ناميرا روزي ما دوباره كبوترهايمان را پيدا خواهيم كرد و مهرباني دست زيبايي را خواهد گرفت روزي كه كمترين سرود بوسه است وهر انسان براي هر انسان برادري است . روزي كه ديگر درهاي خانه شان را نمي بندند قفل افسانه اي است وقلب براي زندگي بس است ( نمي دانم آيا كسي زيباتر از اين مي تواند براي آينده بشر آرزو كند !؟)
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 2:26 توسط عقل كل |
با سپاس از نظرات و محبت
شما ، تنها نظر
دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه
خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد.
ارسال به بالاترين
:
|
| حديث نفس |
تاريخم بر مي گردد به 30-40 سال قبل . كوره سوادي هم دارم . بقيه اش ديگر مهم نيست .اين وبلاگ هم راحت نوشته هاي من است مثل يک دفترچه خاطرات روزانه . از تمام دلمشغوليهايم . بي ملاحظه نام و نامداران ، بعضي به طنز و بعضي جدي تر .
|
| دسترسي ها |
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| نوشته هاي پيشين |
|
اردیبهشت 1387 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
| آرشيو موضوعي |
|
سیاسی-اجتماعی فرهنگی-هنری طنز سیاسی-اجتماعی شعر-ادبیات متفرقه پر بازديد ترينها ي اخير - از او گفتن / اين بازي وبلاگي نيست ( ماجراي بالشت نجات بخش )/ 6 آذر - نودي كه صد شد ( پيرامون برنامه نود)/4 دي - دروغگوی بزرگ (دومين رسوايي خبري دولت )/11 دي - پرچمدار اصلاحات پنجاه هزارتوماني يا دون كيشوت اصلاحات/ 20 شهريور |
|
لوگو وبلاگ |