تبليغاتX
بگو...بگم
 
 
سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

كودتا همواره در ذهن تاريخ ملتها، حامل يك معنا بيشتر نبوده است .حاكميت زور بر تحولات يك ملت . كمتر پيش آمده كه اين زور در جهت خواست يك ملتي عمل كند . بيشتر مخرب بوده تا سازنده . كودتاها از حيث نحوه عملشان دو گونه بيشتر نيستند . كودتاي خونين و كودتاي بدون خونريزي . اما از حيث مكانيسم عمل نيز دو گونه اند يا با قدرت داخلي صورت مي گيرد يا با حمايت ودخالت قدرت بيگانه .

كودتاي 28 مرداد سال 32 از جهات بالا يك كودتاي خشونت آميز و يا سياستگزاري و اجراي قدرت بيگانه صورت گرفت و از اين حيث بدون اينكه يه پيامدهايش دقت كنيم يك پدپده كاملا منفي در ذهن تاريخي ايران است . اما انچه مهمتر از اين وجه بيروني كودتاست وجه دروني آن است .كودتاي 28 مرداد از اين جهت براي تاريخ ما مهم است كه بنيانهاي دموكراسي تازه شكل گرفته مردم ايران را كه يا موفقيت جهاني ملي شدن نفت ، مي رفت كه تحول تازه اي را براي ايران باعث شود . بنيان كن نمود و جايش نهال ديكتاتوري را كاشت. ...


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 0:31  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

بازي جديد آمريكايي ها اين بار رنگ روي جدي تري از قبل دارد . گفتم بازي ، چون تمام اين ليست و فهرست سازيهاي وزارت خارجه امريكا كه به نام دهن پر كن ليست كشورهاي تروريستي منتشر مي شود يك بازي وقيحانه بيشتر نيست..يك ابزار فشار براي رام كردن كشورهاي خاطي و سركش كه به هر دليل موجه يا غير موجهي حاضر به كنار آمدن با آمريكايي ها و همسويي با آنها نيستند .

اين وسط هر كشوري كه با آنها كنار نيايد يا سر راهشان قرار گيرد به هر طريقي از ميدان بدرش مي كنند . غولهاي رسانه اي دنيا هم كه دستشان است . شايد اين كشورها يا سازمانهايي كه امريكاييها در ليست سياه خودشان گذاشته اند ، دموكراسي مطلوبي نداشته باشند مثلا مثل سوريه و كوبا و سودان اصلا دموكراسي نداشته باشند و تك قدرتي باشند يا مثل ايران دموكراسي نيم بندي داشته باشند و حركتهاي تروريستي را هم كمك كنند ولي مگر آمريكا مدعي العموم جهان است با وكالت جهانيان را دارد؟ انهم كشوري كه در نيم قرن گذشته بزرگترين كشتارهاي دنيا را انجام داده و بيشترين تجاوز را به حقوق ملتها داشته است . همين فردا يعني 28 مرداد براي ما ايرانيها يادآور كودتاي ننگين 28 مرداد است كه با دخالت مستقيم امركا انجام شد و دموكراسي تازه شكل گرفته در ايران را نابود كرد و استبداد را جايگزينش كرد ....


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 13:52  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 یک توضیح :اين مطلب را دوروز پيش آماده كرده بودم ,ولي متاسفانه به دليل مشكل دامنه بلاگفا نتوانستم وارد بخش مديريت شوم .گويا هنوز دامنه دات كام بلاگفا دچار مشكل است و اجازه ورود نمي دهد .اين هم از دردسرهاي وبلاگ داري در ايران است .چه مي شود كرد . فعلا كه مي سازيم. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شايد اول برايتان سوال باشد كه چرا در مورد سربازي دارم مي نويسم . راستش در چند ماه اخير دوستان سربازي كه خدمتشان شروع يا تمام شده ، دورو برم زياد شده وبه نوعي سربازي زده شده ام .شنيدن ماجراهاي خدمت بعضي از اين دوستان هم واقعا باعث تاثرم شد . براي همين تصميم گرفتم از آنان و مصائبشان بنويسم وهم اشاره اي يه معضل قديمي سربازي اجباري بكنم . كساني كه هميشه در هياهوي مسائل مختلف از يادمان مي روند واسمي يا يادي از آنها در رسانه اي نمي بينيم . و اگر گرفتاري يا مشكلي هم داشته باشند صدايشان به جايي نمي رسد . خودم در دوران سربازيم كه سالهاست از آن مي گذرد اين بي اعتنايي و مظلوميت را با تمام وجود احساس كرده ام . براي همين بعد سربازي زماني كه در راديو فعاليت كوتاهي داشتم حتي براي ساخت برنامه اي با مضمون سربازي و سربازها پيشنهادي دادم كه مقبول نيفتاد. البته مي دانستم اگر هم بشود كار سطحي و شعاري از كار در خواهد آمد چون در هيچ كدام از رسانه هاي رسمي واقعيت هاي سربازخانه ها و تالمي را كه مي كشند را نمي شود بيان كرد.

مطلب کمی طولانی است. در بخش اول اين نوشته ذكري از خاطرات اين دوستان مي كنم ودر بخش دوم كمي كلي تر به مقوله سربازي مي پردازم . طبيعتا خوشحال خواهم شد دوستان خواننده هم در اين بحث شريك شوند و طبق معمول نظراتشان به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد .....


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 13:0  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 اول بگويم كه كلا علاقه اي به پيگيري منازعاتي از جنس آنچه ميان حسين درخشان و ابراهيم نبوي و بقيه اذناب آبدارخانه شريفه نت پرور يا همان وبلاگستان و مجموعه بلاگنويسان شريف در جريان است نداشته و ندارم چون نتيجه چنين گيس و گيس كشيهايي هدر رفتن همان ته مانده اخلاق رايج در بين اهل وب است و از طرفي چون چنين منازعاتي فاقد ارزش محتوايي است ، تنها مي تواند آرامش را از تعقيب كنندگان و وقت شريف را از آنها تلف كند . پس توصيه اول حقير اين است كه زياد دنبال چنين دعواهايي نرويد كه غير از اتلاف وقت و تقويت حس خاله زنكي و مهمتر از همه تقويت شهرت بر هم زنندگان آرامش نتيجه چنداني نداردوهم باعث مي شود كه مسير وبلاگنويسي هم به سمت نادرستي جهت پيدا كند . هميشه مي گويند و درست هم مي گويند كه نصف تقصير كارهاي نادرست گردن تماشاكنندگانش است ( خودم گفتم !!)

اما دو چيز باعث شد كه ما هم وارد اين منازعه شويم و به اصطلاح سياسيون ، اعلام موضع كنيم .1/ انگولك هم وبي هاي عزيز كه مدام آدم را سيخ مي زنند و 2 / كه مهم تر است و راستش دليل اصلي است حق و ناحق داستان و تضييع حق افراد است ......


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 17:49  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

امروز حال خوشي نداشتم ، از همان ابتداي روز نوعي غم مبهم در دلم بود براي همين هم از ابتداي روز يك دوره موسيقي غمناك از جنس سنتي و پاپ را دوره كرده ام ! آدميزاد است ديگر . گاهي شاد و گاهي غمگين واين ميتواند هيچ دليل خاصي نداشته باشد .اما مسئله مهم كه در تضاد با اين حال ما قرارداشت اين بود كه امروز روز عيد مبعث پيامبر بود و لاجرم مي بايست شاد بود و شادماني كرد . تلويزيون و راديو هم در اين ايام برنامه هاي سنتي و مناسبتي خودشان را دارند كه البته همه به نوعي شادي را القاء مي كرد . خوب اين كه خيلي خوب است و خدا كند تا باشد شادي و خوشي باشد . تا اينجاي قضيه مشكلي نيست، چون آدمي با حال من مي تواند سردر لاك خودش كند و به گوشه اي بخزد و در حال خودش باشد و به سبك خود چيزي بخواند يا چيزي بنويسد يا كار ديگر كند ، اما مشكل وقتي است كه مثلا يك روز عزاداري يا سوگواري باشد و تو آنروز خيلي هم حال خوشي داشته باشي ! مي فهميد كه ؟ در چنان حالي سراغ تلويزون و راديو كه نمي تواني بروي ، چون همه چيز مي خواهند به تو بفهمانند كه پدر جان امروز روز عزاي فلان امام است و تو اگر هم غمگين نيستي بايد سعي نكني فضاي خانه يا اداره يا هر جاي ديگر را كه هستي ، شاد ببيني و شاد ماني كني . .....


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 2:54  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

سريالهاي طنز نود شبي تلويزيون امروز ديگر چندان شوقي در آدم بر نمي انگيزد . فرمول اين نوع سريالها ديگر كار امدي خودش را از دست داده و اگر هنوز مخاطبينش زياد است بيشتر به خاطر نزول سليقه مخاطب طنز در سينماو تلويزيون و نياز امروز مردم به خنديدن و تفريح دارد . آدمهاي خسته از كار روزمره و خسته تر ازهياهوي خبرهاي سياسي داخلي و خارجي ، چاره اي جز پناه بردن به آغوش طنز ندارند. اخبار، مثل هميشه خبر از جنگ و خونريزي دارد و روضه خواني اهل سياست و مملكت داري ، هيچ تحفه تازه اي ندارد مگر همان صحبتهاي نخ نماشده اين 27 ساله .براي كساي هم كه دسترسي يه امكانات ديگر رسانه اي مثل ماهواره و اينترنت دارند نيز وضع چندان فرق نمي كند .بنابراين در اين وانفساي شلوغي وكلافه گي نبايد مخاطب تلويزيون را براي ديدن برنامه هاي طنز تلويزوني ملامت كرد حتي اگر اين برنامه ها نيز دردام تكرار خود افتاده باشند .

سريال طنز شبانه " چار خونه " در ادامه سياستهاي سرگرمي سازي مديران سيما و بر اساس همان فرمول جواب داده شده قبلي ، مدتي است كه روي آنتن مي رود . من اوائل اين سريال گاه و بي گاه ، به تماشايش مي نشستم تا شايد ما هم مانند ديگر مردم مفري شبانه پيدا كنيم براي راحت بودن و بي خيالي از دست زمانه پر غوغا ....


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 20:11  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

احمدي نژاد واعراب

كاريكاتور بالا را دوستم آويد به سفارش من براي وبلاگ كشيده ، البته با اجازه طراح كمي دخل و تصرف در شخصيتهايش داشته ام تا به آنچه مورد نظرم است نزديكتر شود . قرار هم بود هفته گذشته و در ضمن مطلبي در مورد خريدهاي تسليحاتي اعراب آنرا در وبلاگ بگذارم كه بدلايل گرفتاريهايم به تعويق افتاد . مهمترينش هم كنسرت استاد شجريان بود كه شرحش را در يكي از پستهاي قبلي خوانديد (+) كه بلاخره عاقبت به خير شديم و حاجتمان را گرفتيم .

اما در مورد اين مسئله خريدهاي تسليحاتي اعراب كه هفته گذشته طي سفر خانم رايس به خاور ميانه خبرش فاش شد ، حرف و سخن زياد است . شايد براي همراهان وبلاگ من جالب باشد كه چرا اين مسئله براي من مهم شده بطوري كه مي خواهم در موردش بنويسم . با توجه به عقايد سياسي خودم كه تا حدي از نوشته هاي اين وبلاگ مي شود به آن پي برد ( البته فقط تا حدي ) براي من و شايد بسياري از ايرانيها چيزي مهمتر از درك تهديدهاي فراروي كشورمان نيست . اين تهديدها هم داخلي اند و هم خارجي . و اتفاقا ارتباط نزديكي هم بين اين دو وجود دارد . تهديدهاي داخلي بخش بزرگيش به شيوه حكومتداري حاكمان بر مي گردد . يعني اينكه حاكميت مي تواند با بي خردي و رفتار غير قابل پيش بيني خودش ضررهاي جبران ناپذيري به امنيت كشور وارد كند ويا بر عكس با رفتار هاي سنجيده تهديدات احتمالي و بالقوه را دفع كند . ....


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 20:8  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

شيريني پيروزي بسكتباليستهاي شايسته ايران ، آنقدر حلاوت داشت كه ناكاميهاي اين چند ساله فوتبال عزيز كرده و پر مدعاي ملي را بتوان با شيريني اش به فراموشي سپرد . از ديدن فينال بسكتبال جام ملتها انقدرهيجان پيدا كردم كه انگار بازي فينال فوتبال را دنبال مي كنم . ولي فرق بزرگش اينبار اين بود كه ديگر مثل ديدن بازيهاي فوتبال ملي ، حرص نمي خورديم و اگر هيجاني بود به خاطر بازي برتر تيم ايران بود .

امروز ورزش ايران نتيجه سالها برنامه ريزي ، استعداد يابي ، بدون حاشيه زحمت كشيدن و مربيان خوب خارجي و علم روز را به چشم خود ديد . حاصل ثبات مديريت يعني همين . موفقيت واليبال و اينك بسكتبال ملي نكته اي است كه بايد از آن درس گرفت و راهكار براي ديگر ورزشهاي ناكام پيدا كرد. اگر بسكتبال ايران امروز موفقيتي اينچنين شيرين كسب كرد و قهرمان آسيا شد و براي اولين بار از راه بازيهاي انتخابي ، جواز المپيك را گرفت جز با مديريت خوب ريس فدراسيون يعني آقاي مشحون ميسر نيود . و او هم اين نتيجه را يكروزه كسب نكرد و اگر مديريت بسكتبال نيز مانند فوتبال و كشتي هر سال رنگ عوض مي كرد و دست به دست مي شد ، امروز ما خوشحال نبوديم .


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 18:11  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

دومين روز كنسرت استاد شجريان هم گذشت و من و دوتن ازرفقا همچون ديگرجاماندگان و مشتاقان ديدن اين رويداد منحصر بفرد هنري ، پشت درهاي بسته تالار كشور مانديم ، برعكس آن 19هزار نفر خوشبخت ، كه بليط گيرشان آمده بود.

نمي دانيد در اين مدت چه شامورتي بازي دروارديم تا سه تا بليط گير بياوريم براي اين كنسرت ، اما اين فروش الكترونيكي بليط همان روز اول حالمان را گرفت. هرچند خود بنده شديدا معتقد به دولت الكترونيك و از اين قسم قرتي بازيها هستم ولي آخر يكي نيست به اين استاد عزيز ما كه نور چشم هنر ايران است بفرمايد ( عرض كند ) استادجان ، دولت الكترونيك ملت الكترونيك هم مي خواهد .بعد خط و خطوط تلفنش هم بايد نو نوار باشد تا اينترتش هم كارايي داشته باشد . والا با اين اينترنت هندلي ملي !! طبيعي است كه وقتي يكهو هزاران آدم علاقه مند به سايت شريف " دل آواز " هجوم مي آورند براي ابتياع بليط ، فيوز مي پراند و نصف ملت مي مانند تو خماري.

الغرض اينكه ما هم مانند جمع كثيري ، بليط گيرمان نيامد و از انجا كه سابقه نداشته كنسرتي از استاد را در اين سالها از دست بدهيم متوسل شديم به درب آستان تالار بزرگ كشور تا حاجتمان را بگيريم !!.


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 19:27  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

ديشب شبكه سوم سيما در برنامه اي با حضور سر مربي تيم ملي و دو كارشناس فوتبال به ارزيابي نتايج و دلايل شكست تيم ملي پرداخت . اين برنامه براي اين اهميت دارد كه براي اولين باراست كه بعد از ناكامي فوتبال ايران در يك تورنمت مهم بين المللي مثل جام ملتها ، سرمربي تيم در برابر ديده گان مردم ، به انتقادات در حضور كارشناساني مجرب و موجه در نزد مردم ، پاسخ مي دهد . پس اصل اين كار بسيار كار خوبي بود و بدون در نظر گرفتن نتيجه اين بحث بايد از خود قلعه نوعي بخاطر حضورش و پاسخگويي تقدير كرد . حضور عادل فدوسي پور بعنوان مجري هم مثل هميشه جذاب بود بخصوص كه باسوالات غافلگير كننده و بعضا گيرهاي سه پيچش به قلعه نوعي بحث را جالب تركرده بود .

انتخاب دكتر دوالفقار نسب و امير حاج رضايي نيز بعنوان كارشناس ، هوشمندانه بود چرا كه هم به لحاظ كسوت و سواد فني ، و هم وجهه و شخصيت فردي بگونه اي هستند كه قلعه نوعي نمي توانست غير از برخورد مودبانه و پاسخگويي رفتار ديگري از خودش نشان دهد و رفتار معمولش در برخورد با انتقادها را كنار بگذارد .


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 19:56  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 تيم فوتبال عراق با قهرمانيش در جام ملتهاي اسيا شگفتي بزرگي خلق كرد . بعد از حذف تيم فوتبال كشورمان با وجود احساس بدي كه داشتم به دليل هيجان و احساسي كه اين حذف ايجاد كرده بود ، نخواستم درباره اش چيزي بنويسم چون مطمئنا احساس بد اين شكست روي قضاوت آدم تاثير مي گذارد و در فضاي احساسي هيچ وقت نمي توان ارزيابي درستي از ناكامي داشت بنابراين باز دور باطل شكستهاي قبلي تكرار مي شود . متهم كردنها و تهمت زدنها . نوشته هاي روزنامه ها و مطالب روي اينترنت يا تحليلهاي ابكي و عمدتا سياسي ماهواره ها را اگر بعد از اين شكست ديده يا خوانده باشيد اين نظر من را تاييد مي كند . اين مسئله تا حد زيادي هم طبيعي است . معمولا هم ابتدا همه كاسه كوزه ها سر نفر اول تيم يعني سرمربي تيم مي شكند .

اما حالا با تمام شدن بازيها و بخصوص قهرماني غير منتظره عراق ، وضع فرق كرده ، بويژه براي ما ايرانيها كه هميشه دليل ناكامي هايمان را گردن كمبود امكانات و نبودن مديريت و ديگر چيزها مي اندازيم و از طرفي هم در ورزش روي غيرت زياد مانور مي دهيم و همانطور كه فكر مي كنيم " هنر نزد ايرانيان است و بس " پس " غيرت نيز نزد ايرانيان است و بس " .


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 0:47  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

نگاه كليشه اي كردن به شخصيتهاي ديني و اسطوره اي آنهم به مناسبتي و از سر تكليف كار مشكلي نيست . كاري كه هميشه مي كنيم و چندان هم خاصيتي برايمان ندارد مگر احساس خوشايند عاطفي به ان شخصيت كه البته زيباست و در اندازه هاي خود اثرگذار هم هست . ما مسلمانان بويژه شيعيان شخصيتهاي مورد احترام زيادي داريم كه در طول سال به مناسبت ميلاد يا شهادتشان از آنها يادي مي كنيم و به فراخور ايام جشن مي گيريم يا عزاداري مي كنيم . كاري به درست يا اشتباه بودن اين رويه ندارم چون بحث جدا و مبثوتي است ولي شخصا بخش سرور و شادمانيش را بيشتر مي پسندم يعني همان اعياد و ميلادها را .چون فضاي بهتري است و به روح و دستورات ديني هم نزديك تر است . اما در ميان شخصيتهاي ديني ما نام امام علي نام ديگري است . علي عجيب ترين شخصيت واقعي تاريخ است . نه در واقعيت مي گنجد و نه در خيال . نياز مابه او يك نياز عاطفي صرف نيست متاسفانه علي به دليل شخصيت ويژه و بي نظيرش ، روشش در زندگي و دستورات و مرام عمليش تحت الشعاع قرار گرفته و چون نتوانستيم خودرا از اين جهت به او نزديك كنيم در ظواهر علي دوستي و علي پرستي مانده ايم .

ما چرا به علي نياز داريم ؟ علي چه نيازي از امروز ما برطرف مي كند ؟ آيا روش و سنت زندگي و زمامداريش به درد امروز ما ميخورد يا خير؟


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 3:3  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

با خود عهد كرده بودم كه ديگر دريده گويي ها و لجن پراكني هاي عجوزه نقادي و هتاكي ، سركار خانوم فاطمه رجبي را نخوانم و به واق واق اين پاچه گير آستان مصباح يزدي كاري نداشته باشم . چون قبلا در دوسه نوشته حق مطلب را در مورد اين شخصيت هتاك و غير متعادل ، بيان كرده بودم مانند مطلب " فاطمه رجبي ، پديده ادبيات سخيف سياسي و ابتذال اخلاق نقادي " در همين وبلاگ كه مورد توجه خوانندگان و حتي برخي دوستان مطبوعاتي نيز قرار گرفت و آنرا اصطلاح جالبي دانستند و بعضا بكار رفت . اما مطلب تازه او كه در جايي انرا ديدم( لينك نمي دهم ) دوباره موجب تحريكم شد . به قول بعضي از دوستان تا همينجا نيز بسيار بيش از حد لازم به او بها داده ايم و از همين راه ، خودمان بزرگش كرده ايم و اين بنده خدا هم احتمالا خوب فهميده كه روشش گرفته و با اين كار حسابي معروف شده است هرچند كه اين معروفيت همراه با بي ابرويي و تف و لعنت مسلمان و غيرمسلمان همراه باشد . بر همين اساس بعضي دوستان توصيه كردند كه بابا ولش كنيد بگذاريد راحت براي خودش بگردد و جولان دهد . حاميانش در دولت مهروز!! كه دوستش دارند . شما هم هر وقت از كنارش رد شديد ، دماغتان را بگيريد و بگذريد . همين .

با وجوديكه نظر اين دوستان را از يك زاويه درست مي دانم و بقول مثل معروفمان ، جواب ابلهان خاموشي است ، اما اينجا نه جاي سكوت است .


براي خواندن ادامه مطلب كليك كنيد
+ نوشته شده در  جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 16:1  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 چند روزي است طرح امنيت اجتماعي بخش مبارزه با بدحجابي ، وارد فاز دوم اجراي خودش شد . امروز داشتم برخي از عكسهاي جديد(+) اين طرح را از برخي از خبرگزاريها مي ديدم .دوستان همراه وبلاگ ، نظر من را در مورد اين طرح در ابتداي آن ( ارديبهشت ماه ) خوانده اند . در آن مطلب تحت عنوان " آزموده را آزمودن خطاست " اشاره كردم كه بدلايل زيادي اين طرح و امثال آن هيچ عاقبتي ندارد و طراحان آن كه بيشتر تحت فشار ملايان تندروي قم و در دولت مهرورز ! احمدي نژاد امكان پياده كردن چنين روشي را پيدا كردند ، بزودي خواهند ديد كه نمي توان خلاف ازادي و حقوق انساني هر فرد پوششي را به او تحميل كرد . در دور اول اجراي اين طرح ، همه شاهد برخوردها و عكس العملهاي تند بسياري از مردم در برابر اين طرح بودند و پخش عكس و بعضا چند مورد فيلم از نحوه برخورد ماموران با چند خانم ، باعث تحريك افكار عمومي مردم شد و يك سوژه مجاني هم دست علاقه مندان شديد!! خارج از كشور جمهوري اسلامي داد تا بر طبل رسوايي آقايان بيشتر بكوبند خود مردم هم در گوشه و كنار چنين برخوردهايي را مشاهده كردند . همينجا عرض كنم كه من اين طرح را به دو بخش تقسيم مي كنم يكي برخورد با عامه مردم و ديگري بخش برخورد با گروههاو باندهاي سازمان يافته . مخالفت امثال من با اين طرح هم با بخش اول قضيه است نه با باندهايي كه فحشاء را ترويج مي كنند و دختراني را اجيرمي كنند تا لباس خاص بپوشند و دوره بچرخند .

اما هدفم از اين نوشته جديد ، تكرار گفته هاي قبلي ام نيست ، سعي مي كنم اينبار با زاويه تازه تر والبته كمي بي پرده نظرات خودم را بگويم كه مي دانم برخي دوستان با ان ممكن است موافق نباشند . باز مايلم اشاره كنم كه حكومت با اين روش انتظامي و بگير وببند، چهره نامناسبي از خود و اسلام نشان ميدهد . اين نوع رفتار يك جور طالبانيسم در اندازه هاي ملايمتر ان است . همه ما از رفتاري كه قماش طالبان در افغانستان با زنان و ديگر اجزاء جامعه مانند هنر و تاريخ باستان و رسانه ها به اسم اسلام ناب !! مي كند منزجريم و معتقديم كه اگر اسلام و يا هر ديني چنين رفتاري را با مردمش تجويز مي كند ان دين محكوم است . چرا هم ندارد همه با عقل معمولي و وجدان انسانيشان ، بد و ناشايست بودن انرا مي فهمند . منتها چرا امثال انان باز هم به كارشان ادامه مي دهند تنها به يك دليل است ، تعصب و ظاهر بيني كور مذهبي . اين بزرگترين خطر براي هر جور دينداري است . مسيحي و يهودي و مسلمان هم ندارد هر سه اين اديان و برخي ديگر از اديان در تاريخشان از اين دست رفتارهاي خشن و غير منطقي با پيروانشان داشته اند .

رفتار امروز حكومت ايران با مقولاتي مثل حجاب و زنان ، چون با اسم دين صورت مي گيرد كم و بيش همين بازتاب را در بين مردم دارد .بويژه قشر تحصيل كرده كه امروز بيشتر جوانان مارا تشكيل مي دهد همه چيز را با عقل مي سنجند حتي دين را و اين روش درستي است بنابراين نمي شود با منطق 1400 سال قبل با انها صحبت كرد و رفتار كرد . دين هم چنين زبان كهنه اي ندارد اين عقل كهنه عده اي از ملايان ديني است كه خودش را به دين تحميل كرده ( توجه : قبلا هم تاكيد كردم لفظ ملا را من نه به تحقير و توهين ، بلكه به معناي واقعي اش يعني دين شناس حوزوي بكار مي برم چون اعتقادي به كلمه روحاني ندارم ) و در بين همين ملايان هستند افراد فاضل و اگاه به زمان كه تفسير به روزي از دين مي دهند و بسياري از چيزهايي كه ملايان حاكم فعلي ترويج داده اند را قبول ندارند .

بهتر است به همان بحث حجاب برگردم . در صحبت با دوستان ، دوستي پرسيد تو كه اين بگير و ببندها را محكوم مي كني و قبول نداري ، به اصل حجاب كه اعتقاد داري ؟ اصلا وضع پوشش بعضي بانوان امروز را درست مي داني ؟ اين سوالش باعث شد چند ساعتي با دوستان بحث كنيم . اينجا هم نمي خواهم عقايد خودم را براي شما بگويم اما مي خواهم از اين سوال به اين مسئله برسم كه اگر هم حجاب چيزخوبي باشد آيا اجبارش هم خوب است ؟ و اگر حكومتي به دليل اينكه ديني است و نگران اخلاق مردمش است ( اگر راست بگويد) با اجبار مي تواند اين را درست كند؟ و اصلا جنين حقي را دارد ؟ چه كسي اين حق را به او داده ؟ شما هم حتمن براي اين سوالها و امثال آن جوابهايي داريد ، خوب اينها بحثهاي طولاني مي خواهد كه خيلي از انها هم وارد حوزه دين شناسي و حقوق فردي و جامعه شناسي و رو...مي شود يعني يك چيز شسته و رفته اماده اي نيست كه برايش شود نسخه پيچيد . اين سوالها را هم مي شود از درون دين استخراج كرد و گفت و هم بدون اينكه به نظر دين كاري داشته باشيم با عقل مدرن امروزي و دانش انساني به ان جواب بدهيم . من خودم با همين عقل ناقصم با تفحص در دين بخصوص نوع شيعه دوازده اماميش به اين نتيجه رسيدم كه حجاب بيشتر از انكه دليلي فردي داشته باشد دليل اجتماعي دارد . و از اصول اوليه دين نيست و انقدر كه امروز براي ما در دين مهم است و انرا اولين نشانه زن متدين مي شناسيم هرگز نبوده . حد و حدود حجاب را هم عرف جامعه معين مي كند نه شرع . حتي در قران كه قانون اساسي اسلام است و از بسياري از مسائل در آن به جد صحبت شده از حجاب سخن روشني نيست مگر چند توصيه به پوشش زنان پپامبر و عدم جلوه گري و پوشاندن زينتهاي زنان .

گفتم كه اگر هم به حجاب به همان صورت كه الان باور برخي متشرعان است اعتقاد داشته باشيم آيا با زور و اجبار مي شود آن را به يك جامعه تحميل كرد .و آيا نتيجه دارد ؟ آنهم در جامعه اي كه يك دست نيست و همه يك جور اعتقاد نداشته و از دينشان برداشت واحدي ندارند .امروز و بعد از 27 سال حكومت ملايان ديني بر ايران نتيجه اجباري كردن حجاب و برخي ديگر از دستورات ديني معلوم شده است . وضع ما از نظر رشد بد حجابي و فحشا چيزي نيست كه كسي نداند .. در هيچ كشوراسلامي مانند ايران بدحجابي رونق ندارد . در هيچ كدام هم مانند ايران دستور پوشش خاصي وجود ندارد . مگر افغانستان دوره طالبان . من هميشه از ديدن حجاب زنان برخي كشورهاي اسلامي مانند مالزي و لبنان و جديدا تركيه لذت مي برم . شما حتا مويي هم از انها بيرون نمي بينيد . چون انتخابي است نه اجباري . اجبار كردن حجاب نتيجه اش رشد بي بند وباري و انارشيسم در پوشش مي شود كه امروز مي بينيم . اين يك گرايش طبيعي در انسان است كه از هر چه منع شود ، حريص تر مي شود . مسئله رشد فحشاء هم همينطور است. خدا رحمت كند مرحوم طالقاني را كه در اوائل انقلاب مي گفت ما بايد براي رفع نيازهاي جنسي جوانانمان مكانهاي مناسبي داشته باشيم والا به سطح جامعه سرايت خواهد كرد . او يك عالم و ملاي روشن بين بود كه هم جامعه و انسان را خوب مي شناخت هم شرع را . يك بار در جايي براي اين مسئله مثالي زدم. گفتم وضعيت فحشاء در زمان شاه مثل اين بود كه در خيابان چند تاپاله گاو ريخته باشد . خوب شما وقت عبور از انجا پايتان را برمي داريد و رد مي شويد و نجس نمي شويد ولي الان مانند اين است كه همان تاپاله را به در و ديوار كوبيده باشند .ديگر شما از بوي تعفنش راه فرار نداريد . روسپي خانه ها در گذشته حكم همان تاپاله ها را داشتند . الان شهر شده روسپي خانه !!

مسئله حجاب در اسلام ايجاد مانع براي تحريك شدن است . يعني اينكه اگر شما با ديدن دو لاخ بيرون زده مويي اززير مقنعه يا چادر تحريك شويد و دهنتان باز بماند ولي از ديدن يك زني كه روسري ندارد و حالت عادي است تحريك نشويد ، اولي نتيجه عكس داشته و دومي عين حجاب است . براي همين است كه هيز بودن آقايان در جامعه ما خيلي بيشتر از غربيهاست چون ما را در محدوديت شديد گذاشته اند . خاطره اي بگويم : سالها پيش يكي از دوستانم از امريكا امده بود. با هم جايي مي رفتيم .يادم است وقتي از پله هاي جايي بالا مي رفتيم . سقلمه اي به من زد . وقتي نگاهش كردم ديدم نيشش تا بناگوش باز شده و با ولع به جلو اشاره مي كند . نگا ه كردم. داشت پاهاي زني را كه در جلوي ما از پله بالا مي رفت نشان مي داد. زن بنده خدا هر پله را كه بالا مي رفت گوشه اي از پاهاي سفيدش از روي جوراب بلند و از زير مانتوي معمولي اش بيرون ميزد . واين يك تكه سفيدي ناقابل !! دوست كپك زده من را متمركز كرده بود. وداشت لذت جنسي مي برد !! وقتي بهش گفتم خاك بر سرت ، تو كه تو امريكا لخت مادر زادش رو مي بيني .خيلي ساده گفت : اين يك مزه ديگه اي داره !! . ديدم مادر مرده راست مي گويد. ادميزاد دنبال چيزي است كه سخت تر مي تواند به ان برسد و اين يك اصل روانشناسي است .

اين بحث طولاني است و مطئنم كه دوستان خواننده هم نظرات زيادي دارند ماحصل اين روده دازي هم اين بود كه پدر جان ( يعني حكومت جان ) اين ره كه شما مي رويد آخرش افزايش نارضايتي مردم ، درگير كردن مردم با پليس و خراب كردن انها در چشم مردم ، نظامي كردن خيابانها ، تحريك بيتشر زنان براي مبارزه بر ضد خود ( خيلي خطرناكه حسن!! ) ، دادن سوژه مناسب دست مخالفين برانداز ، افزايش نا امني روحي و عاطفي مردم و غيره..مي باشد . تنها نكته مثبت اين طرح رضايت جمعي اخوند متعصب در حوزه است كه انها هم دركشان از روزگار خودشان كمتر از يك پسر بچه 12 ساله اينترنت باز باسواد است !!

راه حل نهايي اصلاح حجاب هم ازادي ان در حد متعارف است همانطور كه مسئله فحشاء هم با ازادي روابط جنسي و مراكز تخليه نيازهاي جنسي ، با كنترل و در حد عرف ، بهتر خواهد شد والا چند سال ديگر ايران بجاي ام القراي اسلامي ، ام الفحشاي اسلامي خواهد شد . اسمش را هر چه مي خواهيد بگذاريد تا وضع از اين بدتر نشده راه صد بار رفته را رها كنيد و يك بار هم كه شده براي اداره جامعه از دانش جامعه شناسي و روانشناسي و ديگر علوم استفاده كنيد . والا روزگار پشيماني زياد دور نخواهد بود . از ما گفتن . خداحافظ

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برخی نظرات

حمید رضا / با نظر شما موافق نیستم . اینکار مثل این است که بجای حل مسئله صورت مسئله را پاک کنیم .

ناشناس / خدا کند چنین چیزی عملی باشد که نیست . ولی تحلیل جالبی بود .واقعا چرا در ایران بد حجابی هست اما ما در کشورهای آزاد مسلمان  نمی کنیم؟

 مینا از تبریز / مطلب جالبی است اما چون عملی نیست بنابراین تنها راه می ماند تحمل و تحمل . واقعا کسانی که نمی خواهند چنین پوششی را قبول کنند چه جرمی دارند . کجای اسلام اجازه می دهد مردم را برای رعایت حجاب کتک بزنند و از حقوق قانونیشان محروم کنند .

فرزانه/ این حرف شما یعنی فاتحه انقلاب را بخوانیم . می فهمی چه می گویی ؟ البته خدا را شکر که توکاره ای نیستی و حرفت بغیر از همین وبلاگ ... خریدار ندارد.

محمد / شدنی نیست برادر . بعد شما از نوشته هایت معلوم است به دین هم اعتقاد داری و شاید ادم انقلابی هم باشی . چطور چنین پیشنهادی می کنیکه نشدني است . همان ملا هايي كه مي گويي حجاب را از عدالت و حقوق ديگر اسلامي واجب تر مي دانند . ولي بايد به راه حلي رسيد كه نه سيخ بسوزد و نه كباب

آزاد مرد / اينها جز حرف خود هيچ حرفي را قبول نمي كنند . زن برايشان همان كنيز و عامل جنسي است . اصلا خود شيطان است كه بايد بست و درخان هاش كرد بقيه اش حرف مفت است كه مي زنند . فقط با رفتن اين ملاهاي فاسد مي شود ازادي زن را بدست آورد

 ارمغان/ دوست عزیز یک فنر رو بردارید!.. بله یک فنر! اونو فشار بدین و سپس رها کنید. فنر از جا میپره نه؟ طغیان میکنه.. اگه جامعه تحت فشار ایران رو ناگهان رها کنیم ، انرژی عظیم پتانسیلش سر به طغیان برمیداره. لذا رها کردنش کار درستی نیست. طبق اصول روانشناسی و فیزیک ، چنین وضعیتی رو باید ارام ارام از فشار شدیدی که در اون قرار گرفته آزاد کرد.
و اما در مورد تیتر : راه مبارزه با بدحجابی.. من تصور میکنم بعنوان انسانهایی آزاد حق داریم که انتخاب کنیم. میخوایم باحجاب باشیم یا خیر. مبارزه برای چی؟!!

فرهاد / نکته ای که فراموش کردید اینه که ما نمی توانیم حق انتخاب داشته باشیم لااقل اگر بخواهیم دین هم داشته باشیم . دین یک دستور ی در مورد حجاب دارد که یا باید قبول داشته باشید یا نه .فکر نمی کنم کسانی که حجاب را رعایت نمی کنند مسمان بحساب بیایند ولی من با برخورد زوری با این قضیه موافق نیستم . 

sima / salam.mataleb ro khondam.vale darde ma yeke 2 ta nist harche bad bakhtie male khanomast harche sakhte male khanomast.in ke natonam on chize ke delam mikhado beposham in ke bekhatere ershad shodan majbor beshe az koche pas koche beri betarafe khonbe ta behet gir nadan ya negahe bade bazi khanoma o aghayon to khiaboon ina ta key bayad tahamol beshe? man ke khaste shodam.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 20:22  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 

 

مرتضوي - صبر كنيد

                                                       دیدن در اندازه بزرگتر

اين كاريكاتور زيبا را يكي از دوستانم به سفارش من كشيد تا در وبلاگ قرار دهم . قرار شده اگر خدا بخواهد و زلزله اي وبلاگ ما را بهم نريزد !! بعد از اين باز هم از كارهايش در وبلاگ بگذارم البته اگر فرصت كند وتنبلي را كنار بگذارد . چون اين دوست ما در كنار هنر شريف كاريكاتور كه هيچ نون و آبي برايش ندارد مهندس بيل زني است !! بنابراين به اصرار من قرار شده در اين وبلاگ معظم هم كار كند البته بدون جيره و مواجب و تنها براي رضاي خدا و خود هنر شريف كاريكاتور تا هم من از تنهايي دربيايم و هم يك تنوعي در وبلاگ پيش بيايد وگه گداري تصويري هم داشته باشيم. فعلا هم با اسم مستعار " آويد " كارش را بشناسيد .

از خود قاضي مرتضوي هم بخاطر كاريكاتورش عذر مي خواهم به هر حال كاريكاتور يك بيان نقادانه است كه گاهي  تند و گزنده است و ممكن است عده اي انرا تو هين آميز بدانند . بهر حال اين هم يك شيوه بياني است كه حتي از صد سخن هم گويا تر مي شود.  از طرفداران مرتضوي و خودش بخاطراين كاریكاتور عذر مي خواهم اميدوارم تمحلشان را بيشتر كنند بهر حال به مرتضوي انتقاد زيادي وارد است .

اين طرح را هم بعد از مطلب قبلي راجع به قاضي مرتضوي (+ ) در ادامه روشنگريهاي ايشان در برنامه كوله پشتي ، براي تكميل پرونده !! اينجا مي گذارم . راستي ديشب توانستم بخشهايي از گفتگويمرتضوي را در كوله پشتي ببينم . خيلي غصه ام گرفت . براي حسني و براي تلويزيون . چه زود كرك و پرشان ريخت . حسني روبروي رادان كجا و اين حسني روبروي مرتضوي كجا؟ مثل يك موجود ملوس بي خطر چهار زانو افاضات مرتضوي را مي شنيد و جيك نمي زد . حق دارد. نبايد ملامتش كرد . معلوم بود حسابي ترسانده بودنش . از چشمانش مي توانستم بخوانم. چرا كه از ان شيطنت قبلي در آن خبري نبود . عيب ندارد به همان خاطر 10 دقيقه پاياني گفتگويش با رادان دوستش دارم . اميدوارم موفق تر باشد . اما برنامه ديشبشان يك ميتينگ سياسي بود تا آقاي مرتضوي سخنراني كاملي كند و اگر مجري هم نبود اتفاقي نمي افتاد . آن تلفن كذايي هم تابلو بود كه كار خودشان است .طرف زنگ زده بود كه آقا اين چه وضع است چرا در مملكت اينقدر آزادي داريم . مشكل ما اين است كه جدي نيستيم و با مجرمان با سلام و صلوات برخورد مي كنيم . اخر چقدر آزادي .كمي جدي باشيد از كشورهاي غربي ياد بگيريد چقدر سخت برخورد مي كنند ووو كلي حرفهايي كه معلوم بود از سبك و سياقش قرار است چه بگويد و بعد هم جواب مرتضوي كه بله عزيزان خوب ما براي ازادي انقلاب كرديم بايد آزادي باشد و لي ما با مجرمان هم برخورد جدي داريم مثال همين آقايان اوباش و ..الخ ... اعصابم بهم ريخت و زدم كانال ديگر تا كمي مستند ببينم . . شما هم يك فاتحه براي رفتگان و بالاخص برنامه كوله پشتي و فرزاد حسني بخوانيد. ثواب دارد !

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 15:34  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 2 امرداد سالمرگ خاموشي كسي است كه بي ترديد بزرگترين شاعر يكصد سال اخير ايران است . امروز مثل هر سال علاقه مندانش بر سر مزارش غريبانه به سوگ نشستند . جمعيتي كثيري از علاقه مندانش آمده بودند . هر چند دير رسيدم اما همين قدر نيز با خودم عهد داشتم كه بيايم .خوبي چنين مراسمي در سادگي و بي تكلفي و يك كلام مردمي بودنش است وگرنه كيست كه نداند شاملو را لياقت چيز ديگريست .

اولين اشنايي من با شعر شاملو در نوجواني بود ، زماني كه 14 يا 15 سال بيشتر نداشتم . علاقه مند شعر بودم و گاهي شب شعر هم مي رفتم . يادم هست نخستين شعري از شاملو كه خوشم امد و توانستم با ان ارتباط برقرار كنم شعر" كيفر " از مجموعه " باغ اينه " بود :...در اينجا چار زندان است / به هر زندان دو چندان نقب / در هر نقب چندين حجره / در هر حجره چندين مرد / و الخ از ريتم شعر خوشم آمده بود و كمي هم معانيش را مي فهميدم . بعد ها با خريد كتاب شاملو از مجموعه كتابهاي" شعر زمان ما " نوشته دكتر محمد حقوقي كه جلد اولش بود بيشتر با شعر شاملو و ظرايفش اشنا شدم . فكركنم سال 68 بود هنوز كتابش را دارم . خوب ، براي يك نوجوان و حتي يك جوان هم اشعار شاملو اشعار راحتي نيست . آنوقتها بيشتر سهراب و اخوان را مي پسنديدم و شاملو هم بيشتر برايم يك شاعر بزرگي بود كه گاهي پيش دوستانم مي توانستم پز خواندن شعر هايش را بدهم و بقول امروزي ها كلاس بگذارم

زبان اكثر اشعار شاملو زبان سقيلي است .تا به پختگي كافي نرسيده باشي نمي تواني مفهوم عميق پشت واژگانش را دريابي . براي همين او شاعر همه مردم نيست هر چند دغدغه اش همه مردم بودند . البته اشعار ساده ترهم دارد و حتي اشعار ريتميك براي كودكان مثل همان " پريا قصه هاي دختراي ننه دريا " يا " خروس زري ، پيرهن پري " كه براي كودكان سروده شده و داراي مضامين آموزشي و زيبايي است ، اما زبان فخيمي كه شاملو به ان دست پيدا كرده بود براي اغلب ما كه عادت به رواني و كلام سيال و خيال انگيز داريم آسان نيست . شاملو يك نابغه بزرگ در كشف كلمات و زبان جديد براي شعر است .

تنها جنيه شاعري شاملو نيست كه بزرگ است . شاملو به همان اندازه شعرش ، انسان بزرگي هم بود كه درد همه انسانهاي ستمديده را به دوش مي كشيد واز انها در شعرش مي گفت . خودش مي گويد " من اگر انسان باشم نمي توانم از درد شما غافل باشم، حتي در عاشقانه ترين شعر هاي من يك عقيده اجتماعي پيدا مي كنيد . براي اينكه من از جامعه ام دور نيستم " براي همين از شاعراني كه از گل و سبزه و درخت مي گفتند رضايت نداشت مي گفت الان وقت اين حرفها نيست. او مي خواست درد مردم در اشعار منعكس شود . يعني يك جور شعر را سلاح مي دانست . براي همين هم نه با رژيم گذشته و نه با رژيم فعلي سر سازگاري نداشت و هر دوي اينها هم او را يك مزاحم مي دانستند . متاسفانه در رژيم فعلي براي بي اعتبار كردنش بدترين تهمتها را به او زدند و پرونده سازهايي امثال كيهان او را ترور شخصيت كردند و جاسوس بيگانه خطابش كردند . بدترين فشارها را به او مي اوردند تا ايران را ترك كند اما عجيب است كه او پايداري كرد و از ايران نرفت . او عاشق مردم و خاكش بود عاشق انسان بود . نمي توانم كسي مثل شاملو را تنها به وطن و خاك خودمان پيوند بزنم چون او جهاني مي انديشيد مانند هر انسان بزرگ ديگري . دلمشغوليش انسان بود و آزادي و رهايي او ، از افريقا گرفته تا امريكاي لاتين و از سفيد تا سياه و سرخ . هر چند عشق وطن نيز داشت و هرگز تركش نكرد . مبارزه را در وطن مي خواست.

از طرفي شاملو عاشقانه ترين اشعار معاصر را نيز سروده است با ان زبان فاخر . با آيدايش عاشقانه زيست و اين عشق او را به سرودن زيباترين شعرهاي عاشقانه رساند .

" ميان خورشيدهاي هميشه / زيبايي تو/ لنگريست / خورشيدي كه از سپيده دم همه ستارگان / بي نيازم مي كند..."

بوسه هاي تو / گنجشككان پر گوي باغند / و پستانهايت كندوي كوهستانهاست / و تنت/ رازي است جاودانه / كه در خلوتي عظيم با منش در ميان مي گذرند .."

شاملو اندازه هايش در دوران ما نمي گنجد . او شاعر آزادي بود . و هميشه در آرزوي رهايي و برابري بشر ، همچون پيامبران . / نامش جاويد و كلامش ناميرا

روزي ما دوباره كبوترهايمان را پيدا خواهيم كرد

و مهرباني دست زيبايي را خواهد گرفت

روزي كه كمترين سرود بوسه است

وهر انسان

براي هر انسان

برادري است .

روزي كه ديگر درهاي خانه شان را نمي بندند

قفل افسانه اي است

وقلب

براي زندگي بس است

( نمي دانم آيا كسي زيباتر از اين مي تواند براي آينده بشر آرزو كند !؟)

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 2:26  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

سياست ، اجتماع ، فرهنگ ، هنر و ....همه تابلوي زندگي امروز ماست ...جهان آرماني تنها در دل كتابها و آرزوهاي ما پيداست ...آگاهي ، دانايي و مدارا  تنها دريچه هايي ست كه ما را به اين دنياي خيالي نزديكتر خواهد كرد....آزادي مقدس ترين زمزمه انسان آگاه است

 

 گفتگوي فرزاد حسني با قاضي مرتضوي را نتواستم ببينم .البته از گفته دوستان معلومم شد كه چيزي هم از دست نداده ام بر خلاف مصاحبه اولش با سردار رادان ، كه مصاحبه خوبي از كار در آمد و آنهم به دليل صراحت پرسشها و بيان واقعيات مربوط به نيروي انتظامي بود . اما از همه گفتگو مرتضوي در كوله پشتي ، اشاره او به اين نكته كه دليل رشد ش در دستگاه قضايي و رسيدن به مناصب بالا ، علي رغم سن نچندان زيادش تنها " تقوا " بوده از آن لطايف روزگار است كه وقتي شنيدم باور كنيد از يك جوك بنزيني هم بيشتر خند ه ام گرفت ! فكر نمي كردم ايشان اينقدر شخصيت شوخي داشته باشند.

خدا يكايك اين شخصيتهاي طناز موجود در حكومت ما را حفظ كند كه با بياناتشان موجب سرور ملت مي شوند و صد البته در راس همه انها اقاي احمدي نژاد را كه مدتي است از جوكهاي رياست جمهوريش خبري نيست !! البته اين جوك قاضي مرتضوي عزيز ، اولش خنده دار است چون وقتي ذهنت ميرود دنبال اينكه موارد تقواي ايشان را كه موجب ترقي ايشان شده يادمان بيايد ، دلت غصه دار مي شود و بعيد نيست كه به اين مصاديق تقوا گريه ات هم بگيرد .و اين از عجايب جوك گويي جناب مرتضوي است . البته اين نوع جوك ها چون شما را در يك تضاد با شخصيت جوك گوينده قرار مي دهد و به نوعي وصف الحال ايشان مي شود ، به جوكهاي سياه با ته مايه توت فرنگي معروف اند. ( از خودم واژه اختراع كردم !!)

از شوخي كه بگذريم ( مگر با قاضي هم شوخي مي كنند آنهم از نوع مرتضويش ؟) من نمي دانم يا مصاديق تقوا عوض شده يا ايشان در بيان كلمات ، تقوا را رعايت نكرده و از ان استفاده ابزاري نمودند !؟ البته ما كه سالهاست گوشمان به اين تحريفات عادت كرده . اما خيلي دلم مي خواست من جاي اين حسني بلا از اين قاضي ناقلا وعالي مقام مي پرسيدم كه اول تعريفشان را از تقوا بفرمايند و بعد موارد تقواي خودشان را ، تا بر همگان معلوم شود كه ايشان چگونه پله هاي ترقي را در قوه قضائيه چند تا چند تا پيموده اند و به منصب عال قاضي القضاتي و دادستاني اعظم بلاد تهران رسيده اند . البته بر ما كه معلوم است اين پلكان از چه جنسي بوده و چگونه پيموده شده ولي بد نبود ايشان كمي تنوير افكار عمومي مي كردند تا نوراني مي شد فضاي تلويزيون.!

اظهار اقاي مرتضوي البته غير از خالي بندي ، مشكل حقوقي هم دارد و آن اين است كه در كجاي وصول به مراتب عالي اداري ، تقوا قيد شده است؟ ميزان و ملاك سنجش تقوا چيست ؟ چه كسي تعين مي كند كه شما چقدر تقوا داريد؟ و چقدر كه تقوا داشته باشيد پست بالاتري مي رويد ؟ اين طو ر كه پيداست غلظت تقواي ايشان بايد خيلي بالا باشد كه در چهل سالگي صاحب منصبي شده اند كه در ديگر كشورها معمولا بايد بسيار مسن تر از اين بود .

درست است كه خداوند متعال در قران فرموده " نزديك ترين و محبوترين شما نزد من با تقوي ترينتان است " اما او خداست و معني اعمال ما را بدون توجه به ظاهرش مي داند و چيزي بر او پوشيده نيست .، ولي سلسله مراتب قوه قضايي و بخصوص شغل حساس قضاوت كه ملاكش تقوا نيست .ملاكش عدالت است . ملاكش رعايت و اعمال قانون براي احقاق حق انسانها است . البته براي رعايت اينها بايد قاضي تقوا داشته باشد . پس عجب نيست كه ما نمي توانيم بفهميم كه ايشان چطور موفق به كسب چنين جايگاهي شده اند . فكر نمي كنم خود مرتضوي نداند كه چقدر فرد خوش نامي است !! در حاليكه يكي از ملاكهاي مهم رشد قضات در سيستمهاي قضايي سالم ،خوش نامي است .

كيست كه نداند جناب مرتضوي يكي از مهمترين بنيانهاي دموكراسي ستيزي در يك دهه گذشته بوده است ؟ كيست كه نداند ايشان مهمترين عامل بيروني و ظاهري ( تاكيد مي كنم ) مبارزه با آزادي خواهي و آزادي بيان در دوره رياست خاتمي بوده و مهمترين جلاد مطبوعات در تاريخ مطبوعات ايران است . كيست كه پرونده سازيهاي فله اي او عليه روزنامه نگاران و حكمهاي محكوميت ي بنياد را نداند . كيست كه دستهاي اشكار و پنهان او را در قتلهاي زنجيره اي اهل قلم ، سركوب دانشجويان نداند . بي شرمي هم حدي دارد . بازيچه قرار دادن كلمات مقدس كه بار مذهبي و الهي دارند عين بي تقوايي است . اگر تقوا يعني نيروي دروني بازدارنده گناه و معصيت ، پس چطور مي توان امثال مرتضوي را كه عامل ظلم و معصيت و و وهن اسلام و انقلاب بوده اند ، با تقوي دانست .

مرتضوي ابزار كارامد و مجري موفق سياستهاي ضد دين و دموكراسي بخشي از حاكميت بوده است كه با استفاده از ابزار قضا و منصب قضاوت ، ريشه به تيشه آزادي زده و بجاي جنگلباتي از نهالهاي تازه رشد يافته قلم و بيان ، هنوز در دستانش تيشه جاي دارد . البته نمي خواهم همه پرونده او را بيرون بريزم و يا همه اش را سياه جلوه دهم . انصاف هم بايد داشت مطمئنم در طول دوره قضاوتش احكام عادلانه اي هم صادر كرده ( نمونه اش در برخورد با اراذل .و اوباش است كه من برا ي صیانت و حفاظت از جان و مال و ناموس مردم لازم مي دانم ) اما انچه موجب پيشرفت او در دستگاه قضايي شده نه آينها كه همان مبارزه و خدمتش به انحصارگرايان خشونت طلب بوده كه او را مطيع اوامر و خواسته هايشان مي ديدند . آري برادرمرتضوي ، اينها دلايل ترقي توست نه تقوي . و اين هيچ خنده دار نيست !!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 19:16  توسط عقل كل | 

با سپاس از نظرات و محبت شما ، تنها نظر دوستاني كه حاوي نكته تازه اي باشد به مرور به انتهاي مطلب اضافه خواهد شد. لطفا از نوشتن فينگليسي خودداري كنيد. ارسال به بالاترين : Balatarin

           حديث نفس           
 
تاريخم بر مي گردد به 30-40 سال قبل . كوره سوادي هم دارم . بقيه اش ديگر مهم نيست .اين وبلاگ هم راحت نوشته هاي من است مثل يک دفترچه خاطرات روزانه . از تمام دلمشغوليهايم . بي ملاحظه نام و نامداران ، بعضي به طنز و بعضي  جدي تر .


         دسترسي ها            
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
         آخرين نوشته ها         
- مافياي سيگار محسن رضايي نيست بلكه سپاه پشت مافياي سيگار و مواد است
- یا حسين، اينجا هوا بس ناجوانمردانه سرد است
- اقدامی پسندیده در سیما (حضور لوريس چكناواريان )
- دروغگوی بزرگ (دومين رسوايي خبري دولت )
- نودي كه صد شد ( پيرامون برنامه نود)
- به بهانه نمايش فيلم گاو در سيما
- از او گفتن / اين بازي وبلاگي نيست ( ماجراي بالشت نجات بخش )
- آقاي وزير ، امنيت شهروندان در كجاي امنيت ملي جاي ميگيرد؟
- 13 آبان ، در همچنان بر همان پاشنه مي چرخد
- یکساله شدم با یک ماه سکوت
- و خداوند سعیده را آفرید
آخرين نوشته ها

    نوشته هاي پيشين      
اردیبهشت 1387
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
       آرشيو موضوعي         
سیاسی-اجتماعی
فرهنگی-هنری
طنز سیاسی-اجتماعی
شعر-ادبیات
متفرقه
    پر بازديد ترينها ي اخير   

- از او گفتن / اين بازي وبلاگي نيست ( ماجراي بالشت نجات بخش )/ 6 آذر

- نودي كه صد شد ( پيرامون برنامه نود)/4 دي

- دروغگوی بزرگ (دومين رسوايي خبري دولت )/11 دي

- پرچمدار اصلاحات پنجاه هزارتوماني يا دون كيشوت اصلاحات/ 20 شهريور

- راه صحيح مبارزه با بد حجابي ، آزادي حجاب است/ 4 مرداد

- مصائب سربازی اجباری و نگاه انتقادی به آن/26 مرداد

            سايت ها             
محمد رضا شجریان
احمد شاملو
سهراب سپهري
فروغ فرخزاد
فريدون مشيري
حسين پناهي
خانه سينما
خانه تئاتر
خانه هنرمندان ایران
خانه موسيقي
دكتر سروش
محمد خاتمي
محسن كديور
مهاجراني و جميله كديور
شيرين عبادي
انوشه انصاري
خانه احزاب ايران
بانك اطلاعات نشريات
سایت بیطرف(مرجع)
وبلاگ آموزش مسائل جنسي
پايگاه اطلاع رساني پزشكان
بنیاد آشوکا
سعيده پور شاه نظري

           لوگو وبلاگ            

نوشته هاي يك عقل كل

 

               ديگران            

 
ليست وبلاگهای به روز شده Balatarin
گلچين وبلاگستان

 

براي حمايت از اين اعتراض تگ اين لوگو را در وبلاگتان بگذاريد

 

              خبرنامه